پیامبر اکرم: دیده‌بانی هستم که دشمن را می‌بیند و قوم خود را از خطر آگاه می‌کند/فرزندانتان را زیاد ببوسید! – یورنا

تبلیغات بنری


به گفته گزارشگر فرهنگی Tabnak ، کتاب “داستان ها و درس های زندگی پیامبر (ص)” توسط مورتزا نظاری یکی از آثار مربوط به شخصیت پیامبر (صلح بر او) در بازار انتشار کشور است که توسط دفتر انتشارات فرهنگ اسلامی منتشر شده است. این کتاب در سال 2 منتشر شد و در سال دهم با انتشار چاپ 6000 نسخه منتشر شد. “داستان ها و درس های زندگی پیامبر اسلام” با یازدهمین نسخه سال منتشر شد.

نویسنده ، که توسط یک کتاب روایت-تحلیلی نوشته شده است ، به مناسبت سالگرد پیامبر (ص) و امام صدیق (AS) در سال 2 شروع به نوشتن کرد و شب ماه مقدس ماه رمضان را به پایان رساند. این کتاب با توصیف چهره و صبر پیامبر آغاز می شود ، و سپس ، همراه با روایت داستان زندگی وی ، نتایج و تحلیل روایات ذکر شده نیز با متن همراه است.

سالگرد شهادت پیامبر و امام حسن (AS) بهانه خوبی برای مرور فراز و نشیب های کتاب است که در آن بخش از دوره اجتماعی پیامبر مطرح شده است.

***

در زیر مروری بر برخی از فرازهای کتاب فوق ، که شامل روایاتی از هالی هیلی از پیامبر ، امام علی (ص) ، امام حسن موجتابا (AS) و امام صدیق (PBUH) درباره پیامبر (ص) است:

نگاه او بیشتر روی زمین بود و او کمتر به آسمان نگاه می کرد و هیچ کس به آن خیره نمی شد ، اما لحظه ای برای نگاه کردن به آن بود و همه می توانستند همه را با سلام ببینند.

با غم و اندوه ، او مانند لحظه ای متفکر و متفکر به نظر می رسید و برای لحظه ای آسان نبود و بیشتر اوقات سکوت می کرد و در صورت لزوم صحبت نمی کرد.

کلام او کوتاه ، جامع و با جزئیات بود و با یک سخنرانی مختصر ، او همه هدف را فهمید.

بیشتر خنده هایش لبخند بود.

غیر ضروری و غیر ضروری بود.

همیشه توسط مردم غرق شده بود و از خود مراقبت می کرد. بدون اینکه از آنها دور شود و از نظر اخلاقی.

شما از مردم در رویدادهایی که بین آنها اتفاق افتاد ، پرسیدید و آنها از موقعیت های آنها آگاه بودند.

او حق را نقض نکرد و حق را نقض نکرد.

هیچ کس احساس نکرد که دیگری بیشتر از او مورد احترام است و پیامبر با هر کسی نشست و منتظر بود که بسیاری از خود از خواب برخیزند.

وی گفت: هرکسی که نیاز افراد ناتوان به سلطان را برای در نظر گرفتن قدم های خود در رستاخیز می گوید.

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از سه چیز دور بود: بحث و جدال ، قریب به اتفاق و گفتن چیزهای بی فایده.

او ستایش کسی را نپذیرفت ، مگر اینکه ستایش و ستایش وی از اعلیحضرت سپاسگزار باشد. او کسی را قطع نمی کند ، مگر اینکه قوانین دین (غایب یا دروغ و غیره) را تجاوز کند ، که در آن او سخنرانی خود را با ممنوعیت یا ظهور قطع می کند.

با فقرا و ثروتمندان ، او با همان روبرو می شد و رسیدگی می کرد و به هر کسی سلام می کرد. اگر از خوردن چیزی دعوت شده بود ، کوچک نخواهد بود ، هرچند که چندین بار پوسیده بود.

خوب و خوب بود. بدون خندیدن او همیشه لبخند داشت. بدون صورتش درهم و برهم ؛ غم انگیز به نظر می رسید بدون نشان دادن آن ، همیشه فروتن و فروتن بود.

پیامبر آکرام: من یک ساعت مچی هستم که دشمن را می بیند و قوم خود را از خطر مطلع می کند/فرزندان خود را بیش از حد بوسید!

عادت رسول خدا (ص) این بود که به آینه نگاه کند و موهای خود را صاف و شانه کند. نه تنها برای خانه اش ، بلکه برای همراهانش.

بیشتر اوقات او در Qiblah می نشیند.

هنگامی که رسول خدا (ص) یکی از همراهانش را غمگین و غمگین دید ، او را خوشحال کرد.

او هرگز با چشم و ابروها اشاره نکرد.

او شرکتی داشت که پس از وضو ، بلافاصله آن را گرفت و خود را معطر و معطر کرد. بنابراین وقتی او از خانه بیرون آمد ، بوی عطر در راه او پراکنده شد.

نه خندید و نه خندید و یا بیهوده صحبت کرد و بیشتر اوقات تنها بود.

وی گفت: “موضع من وضعیتی است که دشمن را از دور می بیند و مردم خود را از خطر آنها مطلع می کند.”

رسول خدا گفت: “به بسیاری از دعاها ، روزه ها ، زیارت و اعمال خوب و زمزمه شب شخص توجه نکنید.” به صداقت و وفاداری او نگاه کنید!

پیامبر گفت: خدا با میل خود با کسی روبرو می شود که با برادران مذهبی خود روبرو شود.

در حدیث است که رسول خدا گفت: فرزندان خود را زیاد ببوس!

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به امیر المومینین (ع) گفت: ای علی! هر مردی که به همسر خود در خانه خدمت می کند و عبادت نمی کند ، خدا نام خود را در دفتر شهدا می نویسد و پاداش شهدا را به او می دهد.

تبلیغات بنری

منبع : خبرگزاری tabnak

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *