اضطراب و خودکشی در تیزهوشان چه آماری دارد؟ / رئیس سمپاد: بچه های ما فرصت انحراف ندارند! – یورنا

بخش اول مصاحبه با دکتر الهام یاوری رئیس مدارس سمپاد بیشتر به شناخت استعدادها و دنیای آنها پرداخت. در قسمت دوم مصاحبه سعی داریم تصویر روشنی از وضعیت مدارس سمپاد بدست آوریم.
دکتر یاوری از کاهش آسیب های اجتماعی به دلیل فراوانی اوقات فراغت تا افزایش سطح اضطراب و توانایی کنترل همزمان آن؛ او از راهاندازی «مرکز مهارت» میگوید که چرا بر لباسها و روشهای دستور دادن تصمیمهای جزئی تأکید میشود. وی همچنین از چالش جذب معلمان توانمند، تفاوت فرهنگ مدارس تیزهوشان در شهرهای مختلف و نحوه مدیریت دوره های آمادگی کنکور صحبت کرد.
در ادامه مطلب قسمت دوم و پایانی مصاحبه الهام یاوریرئیس سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان با خدمات اجتماعی یورنا شما می خوانید
در خصوص آسیب های اجتماعی که در مدارس کشور می گذرد آیا مدارس سمپاد نیز درگیر این مسائل هستند؟ تفاوت از نظر درصد و میزان خسارت با مدارس عادی چیست؟
بسیاری از آسیب های اجتماعی در گروه سنی نوجوانان مربوط به اوقات فراغت غیرمولد زیاد است. به عبارت دیگر وقتی نوجوانان فعالیت های هدفمند و پرباری برای زمان خود نداشته باشند، زمینه آسیب های اجتماعی فراهم می شود. اما در مدارس ما – هم فعالیت های درسی و هم فعالیت های تکمیلی داوطلبانه – حجم برنامه ها بسیار زیاد است. اجازه بدهید یک آمار به شما بدهم: ما برای حدود 100000 دانش آموز سمپادی که مخاطب مستقیم ما هستند، 120 شرکت در برنامه های تکمیلی داوطلبانه داریم (به استثنای حدود 30000 دانش آموز پایه دوازدهم که درگیر کنکور هستند). یعنی تعداد زیادی از این کودکان در برنامه های ملی شرکت می کنند که وقت آنها را پر می کند و از آنجایی که این برنامه ها سازنده است، حس اعتماد به نفس و خود ارزشمندی را در کودکان تقویت می کند. این عوامل خود عاملی برای کاهش آسیب های اجتماعی هستند.
با این حال، گروه همسالانی که در مدارس سمپاد تحصیل می کنند معمولاً گروه همگن تری هستند. به همین دلیل انسجام بیشتری در بین آنها رعایت می شود و تعلق به هویت جمعی در این کودکان بهتر شکل می گیرد. همه این عوامل باعث می شود که ما به میزان قابل توجهی کمتر از سایر مدارس درگیر بسیاری از آسیب های اجتماعی باشیم.
آیا مناطقی وجود دارد که دانش آموزان سمپادی نسبت به سایر دانش آموزان آسیب پذیرتر باشند؟
بله متاسفانه فقط در حوزه اضطراب کودکان ما آسیب پذیرتر هستند. اما خبر خوب این است که به تناسبی که میزان اضطراب در این کودکان بیشتر از مدارس دیگر است، مهارت کنترل اضطراب نیز در آنها رشد می کند. دلیل اصلی این امر این است که این کودکان در طول تحصیل دائماً با اضطراب دست و پنجه نرم می کنند. یعنی کودک مدام در حال تلاش است. او گاهی اول است، گاهی دوم، گاهی دهم. این فرآیند او را با مفهوم شکست های پی در پی و موفقیت های پی در پی آشنا می کند و به او می آموزد که خود را کنترل کند تا در اولین فشار اضطراب دست به اقدامات خود ویرانگر نزند.
خوشبختانه بر خلاف برخی آمارهای بین المللی، در ایران میزان خودکشی دانش آموزان مدارس سمپاد بسیار کمتر از سایر مدارس است. میزان تخصص و مهارت هایی که این کودکان در مدارس می آموزند در این زمینه بسیار موثر بوده است.
یه سوال دیگه هم دارم این رویکرد چقدر کاربردیتر خواهد بود اگر به جای اولویت دادن به تحصیل، به یک فرد با استعداد این فرصت داده شود تا مهارتهای فنی – مثلاً مکانیکی – را از ابتدا بیاموزد؟ آیا ابتکارات و خلاقیت خاصی در آن زمینه نشان می دهد؟ وضعیت آموزش مهارتی در مدارس شما چگونه است؟
در سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان گروهی به نام «سمپاد مهارتی» داریم که معادل هنرستان های آموزش و پرورش عمومی کشور است و با سازوکار هنرستان ها اداره می شود. تعداد این مدارس در حال حاضر زیاد نیست و دلایل مختلفی برای این موضوع وجود دارد. دلیل اصلی محدودیت تجهیزات و امکانات است. زیرا برای تعداد کمی از دانش آموزان باید وسایل زیادی را تهیه کنیم تا آن هنرستان معنادار و کارآمد شود. با این وجود در این تعداد محدود دانش آموزان بسیار موفق و خلاقی داشته ایم.
آیا نظارت و تأکید خاصی بر روی مسائلی مانند پوشش و ظاهر دانش آموزان – مثلاً مدل مو، نوع پوشش و مواردی از این دست – دارید که متأسفانه در مدارس عادی بیش از حد بر آن تأکید می شود؟ آیا هنوز حساسیت های سنتی در این زمینه ها وجود دارد؟
در این موارد، ما تابع قوانین عمومی آموزش و پرورش هستیم; یعنی همان قوانینی که برای همه دانش آموزان کشور اعمال می شود. در این زمینه اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد. برخی که از تئوری انتخاب و امثال آن پیروی می کنند، معتقدند که هر چه کودکان انتخاب های بیشتری داشته باشند، خلاقیت بیشتری پیدا می کنند و قدرت تصمیم گیری آنها نیز بهتر می شود. از سوی دیگر برخی بر لزوم انضباط جدی در اموری مانند پوشش تاکید می کنند.
آنچه مسلم است، اولاً «خستگی تصمیم» یک موضوع واقعی است. حذف تصمیمات جزئی و تکراری، کودکان را بر تصمیماتی که واقعا مهم هستند متمرکز می کند. تصمیم گیری در مورد مسائل کم تاثیر انرژی فرد را می گیرد و از صرف این انرژی برای چیزهای مفید جلوگیری می کند. بسیاری از نخبگان جهانی و کارآفرینان بزرگ همیشه سبک خاصی از لباس می پوشند. حذف تصمیمات مربوط به لباس از زندگی آنها به آنها کمک می کند تا انرژی خود را روی چیزهای دیگر متمرکز کنند.
در مدارس ما لباس فرم برای دختران وجود دارد. ما همچنین در بسیاری از مدارس لباس فرم برای پسران داریم. در مواردی که قانون الزام قطعی ندارد و به مدارس اختیار داده می شود به نظر اولیاء توجه می کنیم. اما من به عنوان یک کارگردان در حوزه آموزشی معتقدم که نظم و چارچوب های عرفی کمک می کند تا توجه کودکان از حاشیه به نکات اصلی هدایت شود. منجر به بی نظمی نشود.
چه کسی گفته است که داشتن موهای بلند در مقایسه با آداب و رسوم مدرسه بی نظمی محسوب می شود؟ فردی که موهایش را مرتب و مرتب نگه می دارد…
بحث پاکیزگی نیست. عرف نظمی است که در مدرسه لازم است. اگر فردی در محیط خانوادگی یا مهمانی، آراستگی بیش از حد داشته باشد، شاید پاسخگوی نیازهای روحی او باشد و مشکل خاصی نیست. اما به محض اینکه وارد یک محیط کار جدی می شود باید نظم و انضباط لازم را داشته باشد. افراط گرایی در هر دو طرف این موضوع اشتباه است و حد وسط لازم است.
خوبی این است که کودکان دلسوز به طور طبیعی در تصمیم گیری های مهم تر زندگی دخالت دارند. مشکل اصلی آنها کمبود وقت است نه مقاومت در برابر نظم.
خانم دکتر دیده اید بچه ها با چه شور و شوقی در پایان مدرسه مدرسه را ترک می کنند؟ به نظر شما چه کار باید کرد تا آنها هم همین شوق را برای آمدن به مدرسه داشته باشند؟ آیا این تعامل اضافی با دانش آموزان تأثیری در ایجاد نگرش ویژه نسبت به مدرسه دارد؟
این مسائل بیشتر به آنچه در مدرسه به کودکان ارائه می دهیم مربوط می شود تا محدودیت های قانونی یا چارچوب عرفی مدارس. کودکان مدارسی را دوست دارند و از آن لذت می برند که محیط آن محیط تعامل، تجربه، آزمایش، اشتباه کردن با هزینه کم و کنکاش در زمینه های مختلف کار و فعالیت است. اما در مدارسی که از غنای محیطی کافی برخوردار نیستند، کودکان با ورود به مدرسه احساس کسالت می کنند. انرژی اضافی آنها سرگردان باقی می ماند و به سمت امور غیر سازنده هدایت می شود. علاقه به مدرسه بیشتر به احساس خودشکوفایی و ارضای نیازهای کودک بستگی دارد تا تحت محدودیت و سخت گیری.
آیا کتاب های درسی مشابه مدارس دیگر تدریس می کنید یا محتوای متفاوتی دارید؟
کتب رسمی اصلی کشور در تمامی مدارس کشور اجباری و یکسان می باشد. اما ما کتاب های تکمیلی داریم که ساعات آموزشی بیشتری را می طلبد. علاوه بر این، ما تعداد زیادی برنامه های تکمیلی داوطلبانه در زمینه های مختلف غیر درسی – از هنر و ورزش گرفته تا فناوری و علوم انسانی – داریم که نیازهای مختلف کودکان را برآورده می کند.

همکاران آموزشی شما تا چه اندازه از توانایی های با استعداد خود استفاده می کنند؟ تفاوت آنها با معلمان مدارس عادی چیست؟ چقدر سعی می کنند خود را با نسل جدید و شرایط فعلی وفق دهند؟
یکی از ارزشمندترین مزیت های مدارس سمپاد به ویژه در سال های اولیه شکل گیری آن، وجود چرخه نخبگان قوی و مستمر بود. این بدان معناست که دانشجویان فارغ التحصیل توانمندی که مهارت های ارتباطی خوبی داشتند معمولاً به مدارس بازگشته و در دوران دانشجویی یا قبل از شروع فعالیت های حرفه ای تمام وقت به تدریس می پرداختند. این افراد بهترین معلمان برای نسل آینده هستند. زیرا آنها درک متقابلی از یکدیگر دارند، به زبان مشترک صحبت می کنند و اهداف و رویاهای مشترک را دنبال می کنند.
اما متأسفانه در مدارسی که جدید هستند یا فرهنگ کمتر نهادینه شده ای دارند، نمی توان همیشه به این ارزش احترام گذاشت. معلمان دیگری که از طریق آموزش و پرورش جذب می شوند و توانمند و علاقه مند هستند – اگرچه تدریس در مدارس سمپاد واقعا سخت تر است – سخت کار می کنند و وقت و انرژی صرف می کنند. تلاش ما و کل خانواده سمپاد این است که مدرسه را به محیطی غنی برای کودکان تبدیل کنیم، اگرچه همیشه در این زمینه به یک اندازه موفق نیستیم.
آیا مدارس تیزهوشان در بین خود رتبه بندی می شوند؟ تفاوت فرهنگ مدارس مختلف چیست؟
بله فرهنگ مدرسه متفاوت است. مثلاً در تهران مدارسی داریم که در پژوهش توانمندتر هستند، برخی در فعالیت های فرهنگی و علوم انسانی قوی ترند و برخی در علوم پایه و آمادگی برای کنکور عملکرد بهتری دارند. هر کدام از اینها یک نوع فرهنگ متفاوت است. من فکر می کنم که تنوع خوب و دوست داشتنی است، و ما اصرار نداریم که همه را در یک جهت ردیف کنیم.
آیا برای کنکور کلاس های خاصی برگزار می کنید؟
بله دوره های مدیریت اضطراب و آمادگی آزمون برگزار می شود. اما تاکید ما این است که خود این دوره ها عاملی برای فشار بیشتر به کودک نشود. متاسفانه گاهی مشاهده می شود که این دوره ها کودک را مجبور به رفتن به کلاس های بیشتری می کند که نیاز به مدیریت دقیق دارد.
