از قصاص تا بخشش؛ داستان شجاعانه یک دختر – یورنا

براساس گزارش های Tabnak ، Young Online ؛ دختر جوان پس از تلخی از دست دادن پدرش ، مسیری غیر منتظره را آغاز کرد. نجات قاتلان در یک مرحله از مرگ ، حتی مردی که حکم پدرش را اعدام کرد ، فرصتی برای ادامه زندگی خود داشت.
سقوط سال ، مأموران پلیس یکی از شهرهای مرکزی کشور گزارش دادند که دو مرد در یکی از خیابان ها درگیری خونین داشتند. تیم جنایی به صحنه رفتند. این مرد مجروح به زمین افتاده بود ، و مرد میانی که مرد میانسال بود ، خود را در صحنه به پلیس معرفی کرد.
قتل واسطه
مرد زخمی به بیمارستان منتقل شد ، اما تیم پزشکی کار نکرد و مرد زخمی به اعدام رفت. متهم در زمان بازجویی به مأمورین گفت: “من مدتی با یکی از دوستانم اختلاف نظر داشتم. او همیشه پشت سر من صحبت می کرد ، و دوستان دیگر من رفتار او را به من می گفتند. من از رفتار او بسیار ناراحت و عصبانی بودم و من به او هشدار داده ام. درگیری که در هنگام درگیری دوستم به چاقو پایان داد و من به من حمله کرد.
عذاب
متهم پس از اعتراف به صحنه قتل به زندان فرستاده شد و پرونده وی پس از اتمام تحقیقات در جدول دادگاه جنایی استان قرار گرفت.
متهم در دادگاه پشیمان و بخشش اعلام کرد ، اما مقامات دم از وی خواستند که قیام کند. حكم دادگاه در یكی از شعب دیوان عالی تصویب شد و پرونده قاتل برای اجرای این حكم به شعبه دادستان محلی ارسال شد.
پس از این دختر قربانی ، باران ، تلاش زیادی برای برآورده کردن مقامات دم انجام داد ، اما شکست خورد و مقامات دم از بخشش خودداری کردند.
بنابراین ، نفس های قاتل تا اواسط سال شماره شماره گذاری شد ، مقامات اعلام کردند که تصمیم به اجرای مجازات قاتل گرفتند. روز برادر قربانی به نمایندگی از والدین سالخورده خود در زندان بود. طناب به گردن قاتل افتاد و باران تلاش زیادی کرد تا پدرش را از گال ها نجات دهد ، اما برادر مقتول اصرار داشت که مجازات شود و به باران توجه نکرد و سرانجام با گفتن اینکه مجازات آخرین قاتل وی مجازات شد ، این حکم را اجرا کرد.
مسیر متفاوت یک دختر
پس از اجرای حکم ، اگرچه پرونده پدر باران به طور دائم بسته شد و او نتوانست پدر خود را به زندگی بازگرداند ، اما تصمیم گرفت پس از این حادثه متهمان را از مرگ نجات دهد.
او به پرونده های قاتلان رفت که یک قدم در مرحله بود و سعی کرد دم را برآورده کند. نتیجه تلاش او برای نجات جان چندین قاتل بود ، اما داستان عجیب هنگامی اتفاق افتاد که مردی برای کمک به رضایت خانواده قربانی با او تماس گرفت.
هفت سال تلاش بارانی برای برآورده کردن متهمان در گذشته ، و تلاش های وی به زندانیان دیگر رسیده بود و سرانجام به جرم مجازات از زندان محکوم شد ، که دختر جوان را به یک راه دو طرفه قرار داد. او از باران خواست تا به دم مردی که او را کشته و بخشش می خواهد برود.
مردی که حکم پدرش را اجرا کرد
هنگامی که او مشخصات بازداشت شدگان را گرفت ، باران فهمید که او برادر رضا است ، همان مردی که هفت سال پیش حکم پدرش را اعدام کرد. متهم سه ماه پس از اعدام مجازات پدر باران ، در یک حادثه قتل مرتکب شده بود. او در ماشین خود در پشت چراغ قرمز به دام افتاد و عجله داشت که کاری انجام دهد ، بنابراین او دائماً مورد ضرب و شتم قرار می گرفت و این شاخ ها با راننده دیگری برخورد می کردند و سرانجام به حادثه خونین برخورد می کردند.
اکنون باران در جاده به دام افتاده بود ، یک طرف وسوسه شد تا قدم به مجازات را برداشته و از مجازات پدرش انتقام می گرفت ، از طرف دیگر او قول داد که خدا را نجات دهد تا محکومین را نجات دهد.
تصمیم درست
این یک تصمیم سخت بود و باران سرانجام تصمیم گرفت که میثاق خود را انجام دهد و با تلاش خود ، رضایت دم را وارد کرد و متهم را به زندگی بازگرداند.
قاتل زندانی ، هنگامی که فهمید که به دختر قاتل برادرش کمک شده است ، گفت که من می خواهم برگردم و پدر باران را بخشیدم. حالا از او بخشش می خواهم. من هر شب یک کابوس می بینم و آرزو می کنم که آن زمان برگردد و قاتل برادرم را ببخشد.
